این روزها


این روزها یک جور خاصی عجیب است! دست و دلم به نوشتن نمیرود. درحالی که تنها یار همیشگی ام نوشتن بود.

این روزها همانند نخلی در کنار دریا شده ام. با حسرت دریا را می نگرم و در آرزوی دریا سعی میکنم به طرفش بروم.

این روزها بغض مرا در آغوش گرفته و میخندد، اما نمیدانم به چه میخندد؟!

این روزها باشبها قهر است، شاید هم این شبها با روزها قهر است! نمیدانم، هرچه هست روزها و شبها با هم غریبه اند.

این روزها گاهی قلبم فراموش میکند بتپد، اما وقتی یادش می آید سعی میکند برای جبران چندبرابر حد معمول بتپد.

این روزها گاهی ماه را در آسمان می بینم و شبهایش خورشید را!


باور کنید این روزها و شبها به شدت عجیب است...!!! 

/ 45 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفتاب

سلام با یه سوال منتظرم یا علی مدد

شانای

سلام.[گل] هر روز خورشید در آسمان است و هر شب ماه[فرشته] اما گاهی خسوف و کسوف این نظم را به هم می ریزد[ناراحت].دل ماهم همین طور است [خمیازه] نگران نبش این نظم به دلت باز خواهد گشت عارفه جان[بغل]

شانای

مایاید با هم تبادل لبنک داشته باشیم؟[قلب] به من خبر دهید

صباح

سلام عارفه جون تو که حالت خوب بود [نیشخند] حالا چرا خورشید رو تو شب میبینی ؟[نیشخند]امیدوارم اگه واقعا این جوری ناراحتی هر چه زودتر مث همیشه خوشحال وشاد شادی عزیزم اپم ، خیلی دوست دارم نظرت رو در مورد اپم بدونم پس حتما بیا [قلب][ماچ][گل]

محمدرضا

ضمن عرض سلام شما دروبلاگ زیر لینک شده اید: mradeli.blogfa.com

بهشته

[گل]سلام دوست عزیز[گل] [گل]آپم.[گل] [گل]خوشحال می شم سر بزنی.[گل]

غریبه

سلام عزیزم خوبی من اپم زود بیا[گل]