عکسهایی از یک اتفاق خوب

 

1

 

2

 

3

 

4

 

5

 

6

 

7

 

8

 

9

 

/ 10 نظر / 39 بازدید
زهره

برگ های پاییزی سرشار از شعور ِ درخت اند و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار …. بر چهره ی تکیده ی آن ها این برگها حُرمت دارند.. درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است. عکسهای زیبایی بود .

عارفه

آخر پاییز شد،همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!! بشمار:تعداد دلهایی که به دست آوردی،بشمار:تعداد اشکهایی که از سر شوق و غم ریختی فصل زردی بود تو چقدر سبز بودی؟جوجه ها را بعدا با هم می‌شماریم...

عارفه

یعنی عکسارو خودتون گرفتید؟چه زاویه دید زیبایی!چقدر هنری!:-)

زهره

مکن پنهان ، ز رخسارت هویداست که شب را تا سحر بیدار بودی تو را عشق این چنین بر باد داده مگر از زندگی بیزار بودی ؟ ( فریدون مشیری )

زهره

ببخشید خانم موذنی این عکس ها از چه مکان هایی گرفته شده ؟

فاطمه

واي چه عكساي قشنگي!!! ميشه بگيد اينجايي كه عكس انداختيد كجا بود؟ خيلي آرامبخش بود!!

سعیده موسوی

عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است .... بسیار زیبا ... هم متن و هم عکس ها خسته نباشی عارفه جانم :)

سعیده موسوی

عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است بسیار زیبا ... هم متن و هم عکس ها خسته نباشی عارفه جانم :)

غریبه آشنا

با هم بنشینیم و حرف نزنیم با هم بنشینیم و به هم نگاه نکنیم با هم بنشینیم و سکوت کنیم با هم بنشینیم و فقط حضور یکدیگر را و غیبت همه بیهوده ها را احساس کنیم برعکس همیشه ؛ که همیشه غیبت یکدیگر را احساس می کنیم و حضور بیهوده ها را … “دکتر شریعتی”

یک دوست ...

قول داده اَم… گاهـــی هَر اَز گاهـــی فانـــوس یادَت را میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد… خیالَت راحَت !