من بد کردم

رمضان است...

اما یک رمضان... نه، بهتر است درباره اش قضاوتی نکنم، رمضان همیشه خوب است.

و حالا این منم که بد شده ام، این منم که زخم زبانم بیداد کرده است. همه خوبند...

این روزها نهایت آرزویم است که یکی بگوید:

عارفه ! زشتی ها را بگذاریم و برویم، این ها بار ما نیست..

بلند شو ...

دستت را به من بده...

بگوید:

تو آنگاه که سیلی براحساسم زدی از نادانی بود، از نا آگاهی بود.

بگوید:

من آنقدر به مهربانیت، به محبتت، به حرفهای خوبت ایمان دارم که آن سیلی ناخواسته را همین جا بگذارم و بروم.

و به جای اینکه بالای سرم بایستد و مجازاتم کند،

 بیاید آرام در کنارم بنشیند و با معجزه ی دستانش اشکهای بی امانم را بزداید و لبخندی بزند از عمق بهترینهای جانش

و دستان سردم را بگیرد و بگوید:

برویم.....

 

بهتر است بساط آرزوهایم را جمع کنم که همیشه بی پایانند.

 

و اما از حال و روزم بگویم که در نوع خودش بی مانند است:

کرختم، سستم، هرلحظه ممکن است از جایم برخیزم و بلند فریاد بکشم و زیر همه چیز بزنم و دوباره بنشنم اما دیگر پر از سکوت.

حالم زار است، خسته ام، خسته تر از همیشه، توان ندارم از خودم دفاع کنم(لطفا نگویید دفاعی نداری که بکنی)، استدلال کنم.

این روزها فرصت خوبی است هرکس هربرچسبی را که میخواهد بر من بزند. در لفافه یا صریح!

دیشب در بین آن سخنان عالمانه و استدلالها من وا رفتم، گریستم، در خود فرو رفتم، ریز ریز شدم،

اما خجالت نکشیدم که خجالتم همان اول بود، پس از آنکه فهمیدم آن سیلی را ندانسته و براثر قضاوت نادرستم برصورت احساست زده ام.

و همه ی اینها کافی بود تا من ضد ضربه شوم.

تا من دیگر به خیلی از خوبی ها فکر نکنم(نه اینکه فراموششان کنم)

و یک چیز را خوب یاد گرفتم که دیگر احساسات بدم را مثل آن خوبها نگویم، بگذارم بماند تا مثل خوره آن خوبها را هم نابود کند. شاید اینگونه دلی نشکند...

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

به نام خدا سلام :) عالیه :) یه جورایی خوشحال شدم... مبهم نبود! بود،اما نه اونقدر..من که هدف رو متوجه شدم (و البته منشاءش رو،تو هم دریاب عارفه!!) می خوام از نویسنده ش بگی...به این یک مورد تاحالا دقت نکرده بودم!! رمضان مبارک،التماس دعا :)))

مائده

به نام خدا سلام .... این روزا حرف زدن داره یادم میره ... اما می فهمم ...

سیده فائزه

سلام...بد زبونی بده...مگه ندیدی زیان سرخ سرسبز میدهد بر باد...

از حاشیه تامتن

ماه رمضان شدمی ومیخانه برافتاد عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد افطار به می کرد برم پیر خرابات گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد با باده وضو گیر که در مذهب رندان در حضرت حق این عملت بارور افتاد سلام پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه بندگی وعبادت را تبریک می گویم با مطلبی درمورد ربنای استاد شجریان به روزم ومشتاق نیم نگاهی

نادر

در یکی فریاد زیستن پرواز عصیانی فواره ئی که خلاصیش از خاک نیست و رهائی را تجربه می کند

سعیده

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکارا از آنان که دوستمان دارند غافلیم و شاید این است دلیل تنهایی ما....

احسان حسینی

در این‌ ماه‌ مبارک‌ رمضان‌، ترا به‌ عظمت‌ و عزتت‌ سوگند می‌دهیم‌، چشمان‌ ما را که‌ از ضعف‌ جسم‌ به‌ کم‌ فروغی‌ کشیده‌ می‌شود، به‌ نور محمد خود، منور فرما. ای‌ وجودت‌ خورشید انور آسمان‌ ایمان‌، ای‌ نفست‌ گرما بخش‌ جان‌ها، ای‌ مهربانیت‌ جان‌ داروی‌ دل‌ها، ای‌ مژده‌ دهنده‌ بر رحمت‌ و آگاه‌ سازنده‌ از عذاب‌ دوزخ‌. ما را همراه‌ نسیم‌ سحری‌، نصیحت‌ فرما و توأم‌ با برکت‌ شامگاهی‌، کرامت‌ عنایت‌ فرما. آخر ای‌ خدا، کریمان‌ را سخاوت‌ است‌ و عاجزان‌ را التماس‌، رحیمان‌ را رحمت‌ است‌ و افتادگان‌ بر خاک‌ عجز را، التجا. به‌ باب‌ تو ملتجی‌ گشته‌ایم‌. در به‌ روی‌ ما مبند که‌ هر در زدیم‌ صاحب‌ آن‌ خانه‌ تویی‌ تو . ای‌ پروردگار ذوالجلال‌، ستایش‌ از آن‌ توست‌ که‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌، قرآن‌ را نازل‌ فرمودی‌ و آیات‌ قرآن‌ را نشانة‌ حقانیت‌ خود ساختی‌. بار خدایا !این‌ ماه‌ را بر ما مبارک‌ فرما و ما را یاری‌ ده‌ تا آنچه‌ در شأن‌ شهر رمضان‌ است‌، به‌ جای‌ آریم‌. بر آورده‌ کن‌ جمله‌ حاجات‌ م الهی‌ نگفته‌ تو دانی‌ مناجات‌ م الهی‌، ما را دلی‌ نازک‌تر از شیشه‌ است‌. زبانم‌ لال‌، سنگ‌ بی‌مهری‌ بر شیشة‌ صندوق‌ خانة‌ سینة‌

فرناز

به نام خدا... سلام عارفه جون! امیدوارم خوب باشی... یه وقتایی نمیشه هیچی گفت! گاهی باید سکوت کرد شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد... التماس دعا یا علی...

امید

سلام عارفه جون قشنگه موفق باشی اگه خواستی از این پیامها مخصوصا عاشقی دارم بخوای میدم به وبلاگ منم سربزن ببین چطوره؟ ara9.blogfa.com