من از تبار زمینیان نیستم

زمین را نخواهم پذیرفت. زیرا زمین نه منزلگاه من ات و نه منزلگاه آدمیان!

باید خلاف جاذبه عمل کرد...! باید طلب آسمان کنیم...

زمین دامن افول آدمی ست. همه ی ما خواه ناخواه با زمین غریبه ایم...

گاهی که از زندگی خسته میشویم نگاهمان رو به آسمان می رود. همان جایی که ماوای اصلی ماست.

طبیعت نیز آسمان را طلب میکند... گلها و درختان را بنگر!

شاخه ها رو به آسمان بالا میرود... درست است که ریشه در زمین دارد اما همواره به طلب آسمان بالا میرود. و زمین شاید وسیله ایست که محکم تر و با صلابت تر به آسمان صعود کند.

زمین منشا فتنه و جنگ است. چه بسیار دولتها که برسر  زمین جنگیده اند و چه بسیار خونها که به خاطر این جنگهای زمینی بر زمین ریخته شده است.

اما آسمان متعلق به همه است . ماه و خورشید و ستارگان متعلق به همه ی آدمیان است.

 

.... و تو ای منجی بشریت می دانم که از آسمان خواهی آمد. آسمانی که منشا آرامشمان است

و تو از تبار عشق و آرامشی... و با خود آنچه را که امروز همه بدان نیازمندیم خواهی آورد.

ای اسوه ی والاترین ها  زودتر بیا و قلبمان را به منزلگاه نور مبدل کن....

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سولماز

بنام خدا http://solmazjoon.parsaspace.com/poorang%20(3352).jpg این دعوت نامس واسه جشن تولد عمویی..شما هم دعوتی...تشریف بیاری خوشحال میشم...[قلب][ماچ]فعلا دست علی یار تو خدا نگهدار تو تا بعد..................................یاحق[گل]

مریم

سلام عرفه جان خوبی؟ چقدر زیبا نوشتی. [قلب]

آفتاب

سلام اگه موافق باشی لینکتون کنم یا علی مدد

نرگس

برای روشنایی است که مینویسم اگر.....

کتایون

سلام عارفه حونی.. خوبی؟ من اپ منتظرتما گلم

محیوش

سلام به جشن منم می آی دوست عزیز؟؟؟؟؟ http://mahuosh.persiangig.com/image/052.jpg منتظرتم [گل]

شنونده جوان

سلام خانومی.خوبی؟ روز و ماه تولد منم مثل تو هستش. موفق باشی[نیشخند][ماچ]

درسا

عجیب است. اشتیاقم به بازی از لذت ها بخشی از رنج من است....جبران خلیل جبران پست آخرمه و امروز هم تولدمه

نسترن

عارفه عزیزم مطلب قشنگتو خوندم تو خیلی خوب می نویسی مطمئنا حس قشنگی که تو مطلبت هست به خاطر دل مهربون و احساس پاکته موفق باشی علی علی