استمالت ماه

آسمان بود و چشم منتظر ستارگان و لبخند ماه...

و من بودم و یک مار جاده ای بی انتها...

قدم میزدم و ماه نور لبخندش را بر راه های پرپیچ وخم جاده و تفکراتم می افکند.

فکر میکردم و فکر میکردم و فکر میکردم و آخرش... آخرش به تو می رسید.

اما کدام آخر؟ تو شروعی بی پایان بودی و چه گمنام شاه راهی بودی تو...

بازهم آسمان بود و چشم منتظر ستارگان و لبخند ماه...

گویی ماه هم مشتاق بود مشهورترین ناشناخته را بشناسد.

بازهم فکر کردم. به آن شروع بی پایان. میدانستم به انتها نمیرسم، اما مثل کودکی کنجکاو بودم.

میدانستم انتهایش مثل خورشید است. از دور زیبا و منور و از نزدیک داغترین و سوزناک ترین در عالمم.

اما رفتم.... لحظه به لحظه حرارتش وجودم را میسوزاند.

اما بازهم رفتم...

میدانستم استحاله ای بزرگ در پیش رویم است، اما رفتم.

و ناگهان استعلا....

آنگاه بود که سبک شدم و سرشار از عدم!

 

هنوز هم آسمان بود و چشم منتظر ستارگان و لبخند ماه...

اما این بار مارجاده ی بی انتها خالی بود...

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آّبجي سميه

سلام عرض شد بر گل گلاب خانوم خانوما..بابا چی شد ممصاحبه کردی با پرشینی ها پرشینی شدی...هر جا که باشی دوستت خواهیم داشت

مهسا

سلام عارفه جون خانم خانما خسته نباشید راستی تبریک می گم که این همه پرانرژی واکتیو هستی من هم به روزم خوشحال می شم به من سر بزنی

الله رمز وجودی من

سلام...خوبی؟در مورد پست اسرائیلت باید بگم خیلی وقته میدونم ولی خب وقتی از مسئولین سوال کردن که چرای جلوی خرید و فروشش در ایرانو نمیگیرین گفتن به خاطر تقاضای زیاد مردم مجبوریم این کالاها رو وارد کنیم.راستی در مورد خصوصیت اخلاقیت باید بگم جالبه بعضی رفتارات شبیه منه مثل همین رک بودنت و ... راستی منم متولد آبانم[نیشخند]بیشتر آبانی ها دوست دارن پسر به دنیا می اومدن[زبان][چشمک][گل]

محمدامین

دستمال کاغذي به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست! يک کم از طلاي خود حراج ميکني؟ عاشقم!... با من ازدواج ميکني؟! اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذي؟ تو چقدر ساده اي؛خوش خيال کاغذي! توي ازدواج ما تو مچاله ميشوي! چرک ميشوي و تکه اي زباله ميشوي! پس برو و بي خيال باش،...عاشقي کجاست؟ تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذي دلش شکست،گوشه اي کنار جعبه اش نشست! گريه کرد و گريه کرد و گريه کرد در تن سپيد و نازکش دويد خون درد! آخرش دستمال کاغذي مچاله شد مثل تکه اي زباله شد! او ولي شبيه ديگران نشد چرک و زشت مثل اين و آن نشد رفت اگرچه توي سطل آشغال؛ پاک بود و عاشق و زلال! او با تمام دستمال هاي کاغذي فرق داشت! چونکه در دل خودش ، دانه هاي اشک کاشت

حسنا

سلام دوست عزیز من ادرس وبلاگم عوض کردم خوش حال میشم از این پس این ادرس را وارد کنید ممنونم hosna-hoseini.blogfa.com

حسنا

راستی ادرس وب عمو پورنگیمم عوض کردم یهووووووووووووووو زد سرم همه رو عوض کنم شایدم روزی خودم عوض شم نیدونم اینم ادرسشamoopurang.blogfa.com

isphilosophy

بولتن دانشجويان و دانش‌آموختگان فلسفه ايران Iranian Students of Philosophy www.isphilosophy.com

نرگس

به نام خدا سلااااااااااااام چقد جالب خصوصیاتتو میگم پس اصلاح طلبی راستش من هیچکدومم ولی خیلییییییی دکتر احمدی نژاد رودوست دارم اخه اولش اصلا نمیشناختمش ولی از صداقتش خوشم اومد همون صداقتیو داشت که باعث شد من عاشقه عمو بشم بهرحال امیدوارم همیشه خوش باشی واسه ماهم سره افطار دعاکن

dorsa saneei

به شمار هر دلی, دوست داشتنی هست و دل ها هر چه شگفت ترند, عشق در آنها شگفت انگیزتر است. دکتر علی شریعتی مهربان! عیدت مبارک[گل]