گناهکار

زمان میگذرد و من در اتاق ۴ گوشه ی خودم اسیر بی کران محبت تو ام.

کاش محبت نداشتی.

کاش افسونگر نبودی.

کاش از همان اول مرا فرا نمیخواندی.

کاش با من یکدل و صمیمی نمی شدی.

کاش من نبودم.

کاش....

نه.. تو گناهی نداری. تو خورشیدی بودی که که وجود مرا روشن کردی.

من گناهکارم.

 اگر گناهکار نبودم اسیرت نمیشدم.

اگر گناهکار نبودم زندانی روشنایی ات نمی شدم.

آری... من در زندان تو محکوم به حبس ابدم.....

 

پ.ن: تو همیشه برایم تابستان بودی.. اگر زمستان بودی با برف و بارانت گناهانم را می شستی.

سردمه.. نکند زمستان شدی..؟!

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیده فائزه

سلام... متن هفقت سینو نوشتم براتمیل میزنم فعلا نمیتونم قشنگ بود دلم گرفته

بهشته

سلام عارفه جون چه طوری؟ آپم حتما یه سری بزن. فقط دلم می خواد سر نزنی. فعلا...[نیشخند]

الهام

......................................

پرستوی مسافر

سلام عارفه خانم. خیلی این مطلبت زیبا بود و به دلم خیلی نشست.[لبخند] چرا دیگه سر نمی زنی؟ موفق باشی.[قلب]

فاطمه عیوض زاده

سلام گلم[گل] پس گفته بودی تبادل لینک کنیم پس چی شد؟؟؟ یه سر به وبلاگ من بزن ببین لینکت کردم[قلب] فدات[خداحافظ]

فاطمه عیوض زاده

ki hk'hvی قصد نداری لینکم کنی[قهر] به هر حال من که لینکت کردم[ناراحت] فدات[خداحافظ]