یادگارانِ خوب

یه روزایی

یه آدمایی

یه جاهایی

یه کارایی

هستن

که حالتو خعلی جا میارن

روحتو تازه میکنن

این ها یادگاری از سالهای خوب و بی دغدغه زندگی هستن. همان سالهایی که مبدامان عطوفت بود و مقصدمان عطوفت... همان سالهایی که زندگی روی خوشش نمایان بود و ....

دوستتان دارم آدمهایِ روزهایِ خوبمقلب


پ.ن: خنده هایمان دقیقا رنگ و بوی همان سالها را میداد و حتی بهتر... کاش هیچوقت بودنمان تمام نمیشد.

پ.ن:

در مدرسه بی جواز میخندیدیم

طولانی و نغمه ساز میخندیدیم

دیروز دوباره دورهم جمع شدیم

با یاد قدیم، باز میخندیدیم*

*اصل ردیف چیز دیگریست که از آوردن اصل آن دچار معذوریت شدیم!

پ.ن: خود نویس

/ 5 نظر / 13 بازدید
خواهر طوفانی

وبلاگتون رو خیلی دوست دارم ! از اول تا آخر این صفحه رو خوندم ... واقعا قشنگ می نویسین !

مجید ترکابادی

دوست خیلی خوبه. دوستِ خوب، خیلی خوبتره. رفیق خیلی خیلی خوبه. رفیق کم گیر میاد. (هی دارم فکر می کنم اینکه ملت جرات داشتنشوم رو با تو بسنجن، خوبه یا بده ؟ الله اعلم --- می فهمید که ؟ [نیشخند] )

معیری

کیمیای سعادت رفیق است رفیق...

سعیده

خیلی خوب بود... دلم تنگ شده بود برای اون روزا... اون موقع ها فکر میکردیم بزرگ شدن چه اتفاق مهمیه... قدر خنده هامونو نمیدونستیم ... اما الان ... الان که به اون بزرگ شدن کذایی رسبدیم دلمون لک میرنه برای خنده های بی دغدغه ی اون روزا... خوشحالم که هنوز هم هرچقدر کوتاه ولی میتونیم بخندیم به یاد اون روزا و با حال و هوای اون روزا...[قلب] این عکس تار و نصفه نیممون رو هم خیلی دوست دارم [نیشخند][عینک][مغرور][نیشخند]

سعیده

قدم رنجه کردم ! [عینک][مغرور][نیشخند] یعنی آرامش در هوا رو دوست دارم اصلا !!!! [نیشخند][نیشخند][نیشخند]