نامه ای که شاید به دست گیرنده اش نرسد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام:

نمیدانم چگونه آغاز کنم و از کجا بگویم... نمیدانم چرا این روزها دائم دنیا مرا در مشت بی رحمش می فشارد...

نمدانم چرا با وجود این همه سختی بازهم گاهی لبخند بر لبانم ظاهر میشود... من هیچ نمیدانم...! فقط میدانم آنکه به من آموخت کتاب زندگی را بازکنم، دیگر در مقابل دیدگانم نخواهد بود.

اشک چشمانم مجال نوشتن نمیدهد. شاید به واسطه ی این کتاب آسمانی ست که از شما این همه محبت در دل دارم.

در اوایل راه زندگی بودم که با شما آشنا شدم و شما مشعل پرفروغی در دستانم نهادید. مشعلی که اگر از همان ابتدا پیدایش نمیکردم، نمیدانستم چگونه میخواستم مسیر زندگی ام را طی کنم.

شما خودتان هم نمیدانید باعث شدید گام های سخت و اساسی ای را بردارم و به همین واسطه موانع بزرگی از سر راهم برداشته شدند.

اکنون که گذشته ام را با حال مقایسه میکنم، به خودم افتخار میکنم، که توانستم چنین راسخ تصمیماتی اساسی بگیرم و در کنارشان همیشه شما را میبینم. معلمی که با خنده و نشاط به من الفبایی را آموخت که در هیچ مدرسه ای آن را ندریس نمی کنند. اما هنوز ساختن کلمه و جمله سازی با این الفبا را به من نیاموخته و دارد میرود. معلمی که گرچه مدت کوتاهی در کنارش بودم اما درسهایی به من آموخت که تا پایان عمرم هر روز و هر لحظه آنها را مرور میکنم.

دوست داشتم روزی داستان عجیب زندگی ام را برایتان میگفتم، اما روزگار فرصت نداد.

و تقدیر چنین خواست که من دیگر از کمکهای ارزشمند شما بهرمند نشوم.

 و با تقدیر جنگیدن سخت کار بیهوده ای است. زیرا این جنگیدن هم خواست تقدیر است.بایدر در مقابل تقدیر فقط تسلیم شد.

 اما ای کاش تقدیر هم کمی با ما همراه میشد.

 ای کاش تقدیر هم کمی رحم و مروت داشت

 و ای کاش اشک هایمان کمی دلِ سنگِ تقدیر را نرم میکرد...

پ.ن: هروقت قرآن رو باز میکنم یادتون می افتم.

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنشرلی

دوست عزيزم سلام ... من يه وبلاگ کاملا دخترونه دارم همه ي مطالبش دخترونست همه ي عکساش دخترونست مهمتر از اين همه ي اونايي که ميان توش دخترن چون تو هم دختري دوس داشتم ازت دعوت کنم که بياي پيش ما خوشحال ميشم اگه به وبلاگم سر بزني و به جمع بزرگ دخترونه ي ما ملحق بشي

فائزه

سلام عارفه جونم... منو كه يادته؟يا منو فراموش كردي؟؟؟!!! واقعا نوشته ات زيبا و عالي بود.

فائزه

آبجي خانمي تولد يك سالگي وبلاگمه شما هم دعوتي... پس چرا معطلي...زودي بيا ديگه. آپم رو هم تا آخر بخون. منتظرتمااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

فائزه

آبجي خانمي تولد يك سالگي وبلاگمه شما هم دعوتي... پس چرا معطلي...زودي بيا ديگه. آپم رو هم تا آخر بخون. منتظرتمااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بهنامترین

وبلاگ اکرنه(مهدی بترابی) بعد از غریب به 40 روز( از 20 تیر ماه 88 تا 31 مرداد ماه 88) با پست حضرت رمضان به روز شد. شما نیز میتوانید در آدرسhttp://akrane.persianblog.ir/ به ایشان خوش آمد بگویید. بهنامترین--یکی از خوانندگان وبلاگ ایشان

عارفه

سلام عارفه جان با مطلب جدیدم منتظر دیدنت هستم.

بهار

سلام عارفه عزیز من همونم که برای عمو هم کامنت میذارم! نمی دونی با خوندن آپت چقدر گریه ام گرفت...خیلی قشنگ بود... یاد خودم افتادم... با اجاره ات من شما رو لینک کردم... ممنون واقعا لذت بردم(تعارف نکردم ها واقعا گفتم) [گل][گل][گل]