من خوبم...

و اما امروز...

حالم خوب است, آرامم... مثل آن که دلم میخواست...

هوای اتاقم خوب است اما پیش بینی میشود تا چند ماه آینده دلتنگی را به همراه داشته باشد.

دم دمای عید رو دوست دارم, خونمون روشن تره. همه پرده ها درآورده شدند و آفتاب نه چندان گرم به اتاقها میتابد. دوستش دارم...

دلم شمس میخواد بدجور!

مهربان شده ام بی دلیل و این بی دلیلی را دوست دارم... چون بی بهانه است...

به قول یه دوستی شفته شدم!نیشخند

پارسال این موقع نزدیک عید با همه خوبیاش اما پر از استرس بود, استرس کنکور لعنتی!

خلاصه خوانده ای که داری این نوشته ها رو میخونی بزن به تخته که یهو دوباره جنی نشمزبان

همین!ابرو

/ 10 نظر / 8 بازدید
زهرااا

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سلام عارف جونم یادته چه عیدی بود تا عمر دارم یادم نمیره

سعیده

وای عحب عیدی بوووووووودا ! هم سخت بود هم خوش گذشت !چقدر فوتبال دستی بازی کردیم ! [عینک][عینک][مغرور]

مائده

بسمه الله سلاااامممممممم زدم به تخته ... [چشمک] همیشه شاد باشی الهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

سعیده

یعنی تو که عاشقت بودم روزی دو وعده نهار میخوردی فقط ! [قهقهه][خنده][قهقهه][خنده] وای چقدر دیوونه بازی در میاوردیم ! واااااای ! زهرا صبحا دیر میومد از پنجره میاوردبمش تو کلاس که مهدوی نفهمه !!! [خنده] منم دلم خواست ... [ناراحت][ناراحت][گریه][گریه]

هستی

ممنون از حضور و لطفت عزیزم.

عارفه

ای جان...من زدم برات[ماچ]اشالا همینجوری بمونی

سیده فائزه

سلام جوجو خوبی؟ بابا تو و این همه اپدیت ... ای ول............ جاخوردم