هنوز زمستان است

 

من گم شده ام میان شهر تبعید

بس است، دگر مرا نکن هی تهدید

روز و شب من پر شده از "تنهایی"

این قلب مرا بگیر تو بی تردید

 

پ.ن: خودنویس!

 

پ.ن: شادم تصور میکنی وقتی ندانی ... لبخندهای شادی و غم فرق دارند

(دروغ گفتم! شاد نیستم)

/ 9 نظر / 10 بازدید
دل

روز و شب من پر شده از "تنهایی" درمان حافظ : دل ز تنهایی به جان آمد خدا را "همدمی" [نیشخند]

عارفه

کاش بخندی اما از ته دل...خیلی قشنگ بود[گل]

من

به نام حضرت الله بيخود! تمام...!

الهه

برعکس می گردم طواف خانه ات را دیوانگان آدم به آدم فرق دارد...

rezvan

میخواهم کمی نفس بکشم چقدر این هوا خوب است خوبِ من... سلام و ارادت

ريحانه‏*ک

اگر غم را چو آتش دود بودی جهان را دود بودي جاودانه در این گيتی سراسر گر بگردی خردمندی نیابی شادمانه...‏!‏ ال دعا رفيق ‏