حدیث دوست

داشتم فکرمیکردم که خدا چه حسهای خوب و قشنگی در وجود ما آدمیان نهاده است

و دلتنگی یکی از آن حسهای لطیف است.

آری... من اکنون دلتنگ شده ام. دلتنگ لحظات ناب دوستی...

یادت می آید پارک شریعتی را...؟!

بعد از جندین هفته دوری و دلتنگی خاص 2دوست که میشود گفت فراتر از دوست.

آن روز از ایستگاه مترو تا پارک شریعتی و از پارک شریعتی تا ایستگاه مترو...

چقدر خوب بود... چقدر به حسهایت با ذره ذره ی وجودم اطمینان داشتم...

آن لحظات آنقدر اطمینانم باورنکردنی بود که حس میکردم حتی یک درصد هم دوستیمان ناخالصی ندارد

و این حس چقدرخوب است، چقدر سرشار از آرامش است.

آن لحظات لطیف و ناب سپری میشد و من ذره ای هم به بدی فکر نمیکردم.

   یادت می آید آن سطرهایی که برایت خواندم را... و آن سطرهایی که تو برایم خواندی...

به جاهای خوب ذهنم که میروم هنوز طنین صدایت را در آن روز میشنوم.

 

این کلماتی که اکنون میخوانی با قطره اشکی نیز همراه است.

آن خاطره هنوز هم برای من خوب است. با آنکه چندی پیش گفتی از آن روز (همان روز خوب پرخاطره) تا به اکنون برایت قلم در دست نگرفته ام. با آنکه روزی که این را گفتی، یکی از گلدانهای خوشبوی خاطراتم ترکی برداشت، گلدان خاطره ای که گلش از گلهای ناب بود...

ولی بازهم خدارا بی نهایت بار شکر که گلدان نشکست...

اما اکنون، اکنون در جستجوی آن لحظات در کوچه پس کوچه های شهری ناآشنا میگردم

و من در این کوچه ها آرام و قرار ندارم، از تاریکی شان میترسم و از این ترس گاهی فریاد بر می آرم و گاهی آرام آرام میشوم.

من در جستجوی آن لحظاتم و شاید تو هم.

میدانی جیست رفیق؟! در این کوچه های موحش پیدایش نخواهیم کرد، زیرا آن لحظات خودمان هستیم، آری، همانی که در وجود ماست

اما به شرطی که دستهایمان در دست هم باشد، به شرطی که قلبهایمان یک قلب باشد و از درد هردویمان برنجیم و از شادی هردویمان مسرور شویم. به شرطی که ناخالصی های دوستیمان را بزداییم و یار هم باشیم.

و پیوسته درجستجوی یکدیگر تا مبادا ازهم غافل شویم.

استمرار است که خوبی را تثبیت میکند... به قول شریعتی عزیزمان:

داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است...

کلید دور کردن شر و بدی از دوستیمان این است که خوبیها در وجودمان، در بینمان جریان مستمر داشته باشد. و ما این کلید را میتوانیم داشته باشیم به آن نشان که قبلا داشته ایم، هرچند که کوتاه بود.

اما بیا این بار که به دستش آوردیم به هیچ قیمتی از دستش ندهیم و به قول خودت این خوبیها را به قیمت کم از دست ندهیم...

/ 50 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم گلی

سلام عزیزم خوبی؟ چقده خوشحالم که اومدی ....خوشحالمان کردی عشقم... دوست دارما....چه میکنی؟ چه خبرا؟

مریم گلی

منم دلم برات تنگ شده بود..همین ورا بودم جاییی نبودم من.... تو نبودی و نیستی خانم..من همیشه میام میکشومت وبم....تو که اگه من نیام نمیگی مریم مرده زنده است نیست....هست[نیشخند] من خوبم خدارو شکر مشغول درس و دانشگاه و زندگی ....تو چه میکنی دختر جون...... ؟[لبخند]

ashegh

من دنبال عارفه خودمم!عارفه حق پناه

نگین

سلام وبلاگتون خیلی خوشمله خوشحال میشم باهم تبادل لینک کنیم

زهرا

به نظر من اگه می خوای نوشته هات پیشرفت کنن بهتره بار رمانتیکشون رو کمتر کنی ،می تونی از آشنایی زدایی کمک بگیری یا لحن جدید و شخصی برای نوشته هات پیدا کنی.معلومه که منبع مطالعاتیت اکثرا کتابای فاخر بودن که این لحن رو گرفتی . به آثار پست مدرن هم نگاهی بکن...

حسانه

سلام. ................. یه سر به وبلاگم بزن ایمیلتم بده کارت دارم.

هواداران حقوق رسانه ای کودکان

توجه توجه طرفداران عمو پورنگ با ما همراه شوید.دست در دست هم برای کمک به برنامه ی عمو پورنگ.شعار ما آموخته ای از حاج عمو. با دستانی کوچک کارهایی بزرگ انجام میدهیم.

هواداران حقوق رسانه ای کودکان

توجه توجه طرفداران عمو پورنگ با ما همراه شوید.دست در دست هم برای کمک به برنامه ی عمو پورنگ.شعار ما آموخته ای از حاج عمو. با دستانی کوچک کارهایی بزرگ انجام میدهیم.

هواداران حقوق رسانه ای کودکان

توجه توجه طرفداران عمو پورنگ با ما همراه شوید.دست در دست هم برای کمک به برنامه ی عمو پورنگ.شعار ما آموخته ای از حاج عمو. با دستانی کوچک کارهایی بزرگ انجام میدهیم.

محبوبه

اون جمله اخر خیلی به دلم نشست