خم

آن روز که مادرم مرا زایید
خالی شد از من
و من همان روز
پر شدم از یک دنیا احساس
نمی دانم
وقت زایش این افکار متلاطم کی خواهد بود ؟
مادرم از من در تنش خم نشد هرگز
اما من خم شدم از اینهمه من بودن در تنم...

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
النا شایان

پس ما یک روح در دو بدنیم............................ .[تایید]

النا شایان

چرا نداره دیگه دختر, مگه تو اون سال با اسم النا. ش توی مسابقه شرکت نکرده بودی؟ [اضطراب] اگه اشتباه کردم خوب مسئله ای نیست,[ابرو] می تونیم یک روح نباشیم,[شرمنده] تو روحت رو جدا کن.................................. .[وحشتناک]

الهه و الهه

سلام خيلي زيبا بود...خيليـــــــــــــــــــ موفق باشي ياحق[گل][گل]

رهــاااا...·˙´•.¸¸.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

پرنده ي بي بال هم يك پرنده است ..... و حتي بدون پرواز هم اوج همان اوج است و رهايي همان رهايي ... آزادي پرواز توست خارج از وجود واسطه اي چون بال! آيا اين فلسفه ي زندگي نيست كه هنر پرواز را بدون بال بيافريني ؟ پرنده ي بي بال نیز يك پرنده است و اين به تو بستگي دارد كه بالهاي پروازت را در وراي آزادي انديشه هايت جستجو كني يا در كوير مملو از سراب ....

رهــاااا...·˙´•.¸¸.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

پرنده ي بي بال هم يك پرنده است ..... و حتي بدون پرواز هم اوج همان اوج است و رهايي همان رهايي ... آزادي پرواز توست خارج از وجود واسطه اي چون بال! آيا اين فلسفه ي زندگي نيست كه هنر پرواز را بدون بال بيافريني ؟ پرنده ي بي بال نیز يك پرنده است و اين به تو بستگي دارد كه بالهاي پروازت را در وراي آزادي انديشه هايت جستجو كني يا در كوير مملو از سراب ....

ایرسا

سلام... به قول یکی عاشخ شدی؟[زبان]

زهره

سلام خیلی ممنون که سر می زنید مطلب خوبی بود انشا الله همیشه سالم و موفق باشین [گل]

بانوی خیال

سلام... این مطلبت خیلی به دلم نشست... به اندازه ارتفاع ناب نگاه زنونگی ممنوم از حضورت...