از خبرگزاری ها تا روزنامه خواندن مردم ما!!

خسته شدم... نمیدونم باید از کجا شروع کنم/ اما خیلی عصبانی ام!

خبر و خبرنگاری در نظر شما یعنی چه؟

چرا خبرگزاری های ما این شکلیه؟ چرا ما خبرنگار واقعی نداریم؟

نمونه اش همین باشگاه خبرنگاران خودمون.

آخه یعنی چی؟ من 40دقیقه مصاحبه کردم بعد سردبیرمون برگشته میگه تو فقط باید 2صفحه بنویسی.

آخه 2صفحه مصاحبه میشه؟؟ حالا بماند اون اشکالهای مسخره ی ریز ریزی که میگیرند.

به خودم قول دادم که بعد از بستن این گزارشی که در مورد وبلاگها گرفته ام، دیگه برای باشگاه خبر و گزارش نگیرم. واقعا اعصابم ازشون خرده.

فکرکنید برای یه گزارش تاحالا 10بار رفتم باشگاه!

خبرنگار یعنی چی؟؟؟ یعنی اینکه یه خبر رو صاف و صادق بیاد بذاره کف دست مردم.

نه اینکه از هفت خوان رستم رد بشه و اینقدر لفتش بدهند که آخرش با نام خبرسوخته برگشت بخوره!

دیروز داشتم تو سایت باشگاه میچرخیدم بعد به یه خبری برخوردم که دقیقا شنبه توی روزنامه ی اعتمادملی خونده بودم. پیش خودم گفتم: باشگاه خان! ساعت خواب! شما اینقدر ادعاتون میشه، خبر سوخته که سهله، خاکستر خبرو میذارین تو سایتتون.!؟

 

 

درکل اینکه من دیگه باشگاه نمیرم. چون من نمیتونم خبرها یا گزارشهایی که گرفته ام رو هی ازشون بزنم و 2صفحه خبر بدم دستشون. انگار میخوام SMS بدم دستشون!

اگه بشه میرم توی یکی از روزنامه هایی که روزنامه باشه. حتی شده افتخاری هم کار میکنم. چون من عاشق خبرنگاری ام! البته نه روزنامه هایی مثله همشهری و جام جم که همه صفحاتش نصفش آگهیه و نصفه دیگش هم خبرهای سانسور شده و آبکی!

روزنامه یعنی کیهان، اعتمادملی، کارگزاران و....

جالب اینجاست که توی کلاسهای باشگاه استادمون بهمون میگفت: چرا ما خبرنگارانی مثله کریستین امانپور نداریم؟

خب معلومه. نبایدم داشته باشیم. اونا خبرنگاراشونو آزاد میذارند. وقتی یه خبرنگار میره یه مستند 5ساعته یا یه گزارش یه ربعه میگیره، تلویزیونشون بدون هیچ سانسوری پخش میکنه.

نه مثله خبرگزاری های ما که محدود می کنند؛ فقط 3دقیقه گزارش. یک الی دو صفحه خبر. یا اینکه 20تا 30کلمه لید بنویسید. انگار بقالیه!!!

یکی از همکارای باشگاه تعریف میگفت: من 2ساله که دارم گزارش تصویری میگیرم اما تاحالا هیچ کدومشو پخش نکرده اند!!

از نظر من خبر باید ملتهب باشه، باید یه همهمه ای بین مردم بندازه، باید دعوا ایجاد کنه، باید رسوا کنه، باید یه عده رو بشونه سرجاشون، باید دهن یه سری ها رو ببنده. البته درکنار اینا باید صادق باشه.

خبر و گزارش باید اونقدر جذاب باشه تا مردمو مجبور کنه روزی چندین بار روزنامه بخونند. من خودم به شخصه آدمیم که اگه یه روز روزنامه نخونم دیوونه میشم.

شاید باورتون نشه اما اینقدر مردم ما کم روزنامه میخوانند که گاهاً برخی از روزنامه های ما مجبور میشن جلوی شماره های تیراژ چندتا صفر اضافه کنند، تا در مقابل کشورهایی مثل چین و ژاپن که مردمشون روزی 10تا روزنامه میخوانند، کم نیارند.

بعد میگن چرا مردم ما بی فرهنگند. ببیند پس همش تقصیر خبرگزاری های ماست.

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسنا

واییییییییییییییییییییییییییی چه قدر توپت پره............

مهرگان

اگر خبرنگاری باید صبور باشی دختر خوب تا بهت میگن بالای چشمت ابروی که نباید قهر کنی ... افتخار خبرنگاری به اینکه تحملت بالا باشه... [چشمک][گل]

زهرا

سلام شعبه جدید وبلاگ مبارک آنقدر تند نرو جاهای دیگه اگه سانسور نمی کنن عوضش یه مشت دروغ به گزارش یا خبر اضافه می کنن. تو روزنامه های خوب شرق یادت رفت [چشمک] سهراب سپهری می گه: و قطاری پر از سیاست می رفت وچه خالی می رفت قربانت[گل]

نادر اسکندانی

با سپاس از حضور شما در سفر به اعماق ماوراء مقالات وبلاگ در واقع بخش هائی از کتاب مرجعی است که توسط مدیریت وبلاگ در سه جلد در دست نگارش می باشد. با عضویت در وبلاگ می توانید به مجموعه امکانات تحقیقات روحی و نیز مقالات کامل و نیز تصاویر و کلیپ های مستند روحی برای دانلود دسترسی پیدا نمائید. با امید به دیدار مجدد شما از سفر به اعماق ماوراء

درسا

مثل همیشه جالب نوشته بودی. ولی زیاد به خودت فشار عصبی وارد نکن. بچه ای هنوز برای آیندت خوب نیست[نیشخند]

مهرگان

خط قرمز برای همه جا ست ... سخت گیری برای همه جا اما علاقه و پشتکار و ذهن باز و انگیزه برای کار کردن این چیزها رو نمیشناسه [لبخند]

پرنس

خبرنگار یعنی چشم و گوش مردم. مردمی کنجکاو که به اطراف و اتفاقاتش توجه دارن. و خیلی ها از این جریان زیاد خوششون نمیاد پس طبیعی هست اونایی که زورشون میرسه دست به سانسور میزنن و فقط اونایی که زورشون نمیرسه قربانی میشن. و این قاعده همه جای دنیا هست نه فقط ایران ولی یه خبر نگار واقعی جلوی این چیزا کم نمیاره[چشمک]

چند سالته؟[سوال]

سارا کامکار

مونا

ممنون خبرم کردی و به وبلاگت دعوتم کردی. امیدوارم همیشه به خواسته هات برسی. تو این شبا منم از دعای خیرت فراموش نکن[لبخند] "یا علی"