کسی پشت سرم آب نریخت

دیشب داشتم رمان کسی پشت سرم آب نریخت رو میخوندم که خدا رو شکر هم تمومش کردم.

اما خیلی رمان زیبایی بود. ٢٠صفحه ی آخرش من فقط اشک میریختم.

نمیدونم چرا؟؟ اما یه لحظه یاد دلتنگی های خودم افتادم.

 

 

دیروز رفتم مراسم روزجهانی وبلاگ که پرشین بلاگ ترتیبشو داده بود. خوب بود.

 

/ 6 نظر / 46 بازدید
ستاره

سلام وبلاگت خیلی قشنگه خواهر من عاشق رمان خوندنه[چشمک] [لبخند][گل]

نیلوفرلاری

با سلام. از لطف شما سپاسگزارم . از اول ابان ماه می توانید با من در ارتباط باشید .لاری

رها

اگه میشه حداقل بعضی رمان ها رو که خوندی برا ما هم بذار

رفیق تازه

سلام وبلاگ خوبی داری لطفا اسم نویسنده رمان هایی رو که معرفی میکنی رو هم بنویس

رضا

سلام من هم این رمان رو چند ساعت پیش تموم کردم واقعا عالی بود و آدمو تحت تاثیر قرار می داد مخصوصا قسمت عروسی فریبرز با مارجان به همه توصیش می کنم

نیلوفر

سلام.من که با خوندن این رمان واقعا عبرت گرفتم.من خیلی کتاب ورمان می خونم ولی این رمان یه چیزه دیگه ای بود