خزعبلات

من باز آمده ام

با باری از خواسته ها!

خواسته هایی شاید مضحک و غیرممکن

دارم عقلم را از دست میدهم

جنون گرفته ام قطعا

مریض شده ام

نه یکی نه دوتا بی نهایت مرض

امراضی که به قول صادق نامی مثل خوره دارد میسایدم

 

این خوره ها چیست آخر؟؟

من میخواهم زندگی کنم

 

من یک منِ پر از رهایی میخواهم

آخر این چه وضعش است؟؟

 

آهای دکترهای جان و تنِ پر مدعا

با شمایم

کاری از دستتان بر نمی آید؟!

یا هنوز تخصص کافی ندارید؟!!!

جایی هست که بشود بیاییم و منمان را پیوند بزنید؟؟

اگر هست منِ من را بگذارید در صدر لیستتان تا با اولین منِ سالم تعویض کنید

منِ من را موجودات ناشناس خورده اند

جویده اند

و تف کرده اند

آخر بی... چرا تف کرده اید؟ خوردید باشد نوش جانتان اما چرا اسراف کرده اید؟

آهای مدعیان!! مگر نمیدانید خدایتان اسراف کاران را دوست ندارد؟؟؟!!

من یک من میخواهم که سفت و سخت باشد

یک من میخواهم که خورنده باشد

یک من میخواهم که عقل محض باشد

یک من میخواهم که هرچه باشد فقط آنتی جنون باشد

من از این همه حس به تنگ امده ام. دوستشان ندارم

 

و کسی که حسهایش را دوست نداشته باشد یعنی... نمیدانم یعنی راخودتان معنی کنید بهتر است

 

آنِ من است او هی مزنیدش ...

مولای شعر آنت را نزدند اما آن من را ..

بس است!!! عقلا را این خزعبلات بس است!

خودنویس!!!

/ 10 نظر / 22 بازدید
سجاد

سلام قلمتون قشنگه خوب مینویسید گاهی این "من ِ " من هم از روزگار به درد می آید ولی خب عادتمان شده که همه چیز را تحمل کنیم گاهی به جلو میروم و میبینم "منم" نیامده مجبورم برگردم و او را کشان کشان بیاورم خسته شده است........... آنقدر کشیدمش که بدنش زخمی شده اصلا بر بدنش زخمها مانند "تیتر" به روزنامه ای نشستن اگر شما متخصصی پیدا کردید که "من" تان را درمان کرد حتما "من" مرا هم به او معرفی کنید و وقتی برایش بگیرید ثواب دارد .............

سعیده

دقیقا ... ما هم من پیوندی لارم داریم ...از نوع سالمش!

عارفه

حرفات حرف دل خیلی هاست...همه دلتنگن ازین حسها..راهش گاهی تحول گاهی ,تحمل و اینکه باهم مرحم دلتنگی هامون باشیم[گل]..در ضمن تو همینجور که هستی بهترینی..

من

به نام حضرت الله سلام! خسته ای چقدر... اگر موانعت را می شناسی که قطعا می توانی بشناسی و شاید اصلا شناخته ای... حتی اگر... بردارشان! بردارش...!بگذار احساس مانع بودن روی دوشش سنگینی نکند...

ادمک برفی من

پستات خیلی سنگینه دختر... نمیتونم درکش کنم[چشمک] آمیانه بنویس تا بتونم یه چیزی بگم در موردش[نیشخند] اپم عارفه جون بیا[چشمک]

no chat

فکر می کنی این همه از درد بنویسی دردت کم میشه؟

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 519098576

نرگس کوچولو:-)

تووب دستهای کوچک دعا ختم قرآن هست بدون محدودیت زمانی دوس داشتی شرکت کن: http://ahaykhodakhodakhoda.blogfa.com/

mohammad hasan

صادق هدایت نخوانید خوب نمی شود؟ و مثلا زندگی را به شوخی و قلندری بگذرونید؟ امتحانش بد نیست... این رندی و قلندری که هی در ادبیات تکرار شده انگار یه جورایی آنتی جنون است.