قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب


یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

آب...

کلمات کلیدی :دلنوشته

دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قـــطــره بزرگتر میدهند...
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند!
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه
امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد...
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریــا می یابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.
گاهی لازم است کوتاه بیایی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...
اما می توان چشمان را بست وعبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوزی که نبینی
ولی با آگاهی و شناخت!
و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت...
 
 
 
پ.ن:جناب همکلاسی لطفا نظر نذارید! من اصلا خوشم نمیاد حتی شما پاتونو تو وبلاگم بذارید چه برسه به نظر گذاشتن!


شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٩

قضاوت

کلمات کلیدی :قضاوت، دکتر علی شریعتی


قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن .
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم ...
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی...

(دکتر شریعتی)
 
 
 
پ.ن: اعتراف: من گاهی درباره افرادی زیاد قضاوت میکنم.. باشد که این نوشته را بفهمم و قبل از قضاوت سرلوحه ام قرار دهم.
نوشتنش ترس و مسئولیت داشت اما نوشتم!


شنبه ۱۳٩٠/٧/۳٠

قاصر

کلمات کلیدی :غم، دلگرفته

آنقدر دلم گرفته که واقعا اینبار فقط خدا میداند....دانشگاه هم نمکش شده! در عین شلوغی پر از تنهاییه..

به دستهایم نگاه میکنم... تنهاست..

میدانی چیست؟! دوای درد ما آدمها فقط خودمان هستیم. خود خود خودمان...

عارفه... عارفه عزیزم آرام باش حواست باشد که هنوز پاهایت روی زمین است و همه آدمها از جمله خودت بی مرامند...دلت به کسی خوش نباشد... هرگز!



چهارشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٩

ناشناخته

کلمات کلیدی :دکتر علی شریعتی، من، دلگرفته

...

بود کاندرین جمع نا آشنایان

پیامی رساند مرا آشنایی؟

شنیدم سخن ها ز مهر و وفا لیک

ندیدم نشانی ز مهر و وفایی

چو کس با زبان دلم آشنا نیست

چه بهتر که از شکوه خاموش باشم

چو یاری مرا نیست همدرد, بهتر

که از یاد یاران فراموش باشم

 

دکتر علی شریعتی



یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٢۸

حدیث دوست

کلمات کلیدی :دوست، دلنوشته، دوستی

داشتم فکرمیکردم که خدا چه حسهای خوب و قشنگی در وجود ما آدمیان نهاده است

و دلتنگی یکی از آن حسهای لطیف است.

آری... من اکنون دلتنگ شده ام. دلتنگ لحظات ناب دوستی...

یادت می آید پارک شریعتی را...؟!

بعد از جندین هفته دوری و دلتنگی خاص 2دوست که میشود گفت فراتر از دوست.

آن روز از ایستگاه مترو تا پارک شریعتی و از پارک شریعتی تا ایستگاه مترو...

چقدر خوب بود... چقدر به حسهایت با ذره ذره ی وجودم اطمینان داشتم...

آن لحظات آنقدر اطمینانم باورنکردنی بود که حس میکردم حتی یک درصد هم دوستیمان ناخالصی ندارد

و این حس چقدرخوب است، چقدر سرشار از آرامش است.

آن لحظات لطیف و ناب سپری میشد و من ذره ای هم به بدی فکر نمیکردم.

   یادت می آید آن سطرهایی که برایت خواندم را... و آن سطرهایی که تو برایم خواندی...

به جاهای خوب ذهنم که میروم هنوز طنین صدایت را در آن روز میشنوم.

 

این کلماتی که اکنون میخوانی با قطره اشکی نیز همراه است.

آن خاطره هنوز هم برای من خوب است. با آنکه چندی پیش گفتی از آن روز (همان روز خوب پرخاطره) تا به اکنون برایت قلم در دست نگرفته ام. با آنکه روزی که این را گفتی، یکی از گلدانهای خوشبوی خاطراتم ترکی برداشت، گلدان خاطره ای که گلش از گلهای ناب بود...

ولی بازهم خدارا بی نهایت بار شکر که گلدان نشکست...

اما اکنون، اکنون در جستجوی آن لحظات در کوچه پس کوچه های شهری ناآشنا میگردم

و من در این کوچه ها آرام و قرار ندارم، از تاریکی شان میترسم و از این ترس گاهی فریاد بر می آرم و گاهی آرام آرام میشوم.

من در جستجوی آن لحظاتم و شاید تو هم.

میدانی جیست رفیق؟! در این کوچه های موحش پیدایش نخواهیم کرد، زیرا آن لحظات خودمان هستیم، آری، همانی که در وجود ماست

اما به شرطی که دستهایمان در دست هم باشد، به شرطی که قلبهایمان یک قلب باشد و از درد هردویمان برنجیم و از شادی هردویمان مسرور شویم. به شرطی که ناخالصی های دوستیمان را بزداییم و یار هم باشیم.

و پیوسته درجستجوی یکدیگر تا مبادا ازهم غافل شویم.

استمرار است که خوبی را تثبیت میکند... به قول شریعتی عزیزمان:

داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است...

کلید دور کردن شر و بدی از دوستیمان این است که خوبیها در وجودمان، در بینمان جریان مستمر داشته باشد. و ما این کلید را میتوانیم داشته باشیم به آن نشان که قبلا داشته ایم، هرچند که کوتاه بود.

اما بیا این بار که به دستش آوردیم به هیچ قیمتی از دستش ندهیم و به قول خودت این خوبیها را به قیمت کم از دست ندهیم...



یکشنبه ۱۳۸٩/٦/٧

مناجات من

کلمات کلیدی :خدا، دلنوشته، مناجات

خدایا من از تو چه بخواهم؟!

چه چیز را فریاد بزنم و طلب کنم وقتی از خودم به خودم نزدیکتری؟!

خداوندم به من چنان توانی ده  تا همچون یک انسان واقعی دربرابر آنچه میخواهم استقامت کنم.

شفیق همیشگی من، مرا نجات بده از منجلاب سردرگمی ها..

رحمانم، تو صداهای و حرفهای عمق دلم را خوبتر از هرکسی میشنوی پس اجابتشان کن..

محبوب خوبم، مرا استوار گردان..

ای غنی، مرا از خلقت بی نیاز گردان.

 

آمین

پ.ن: شبهای قدره... چقدر این شبها عجیبه... زبانم دراین شبها توان نداره... مات ماتم...